حقوق

.     علی اکبر دهخدا- لغت نامه- واژه حبس

2.     دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی- ترمینولوژی حقوق- لغت حبس

3.     سید علی حائری شاهباغ- شرح قانون مدنی- جلد اول- ص 15

4.     همان کتاب- ص 17

5.     مرحوم دکتر سید حسن امامی- حقوق مدنی- جلد اول- ص 64 و 65

6.  دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی. مجموعه محشی قانون مدنی. ص 55 . دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی- حقوق اموال- ش 233

7.     همان کتاب- ش 248 مکرر

8.     دکتر ناصر کاتوزیان- دوره عقود معین- جلد سوم عطایا- ش 76 ص 140

9.     دکتر سید حسین صفائی- دوره مقدماتی حقوق مدنی جلد اول- اشخاص و اموال- ص 247

10. همان کتاب- ص 246

11. خسرو عباسی داکانی- مقاله « بررسی ماده 29 قانون مدنی، تحلیل حقوقی حق انتفاع». مجله کانون - سال چهل و هشتم شماره 61، اردیبهشت و خرداد 1385 ص 92

12. دکتر علی اکبر شهابی- مقاله « وقف یا صدقات جاریه » برای دیدن تفصیل این مباحث از ایشان رجوع کنید: تاریخچه وقف در اسلام-  تهران، چاپخانه دانشگاه تهران، 1343

13. دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی- حقوق اموال- ش 233

14. دکتر مهدی شهیدی- حقوق مدنی جلد سوم- آثار قراردادها و تعهدات- ش 67 ص 99 – حقوق مدنی جلد اول- تشکیل قراردادها و تعهدات- ش 85 ص 123 : وی در این دو کتاب از عقد عمری نام می برد گوئی عقدی که ایجاد حق انتفاع بصورت عمری نماید عقد عمری است و همچنین عقد رقبی و سکنی- وی در کتاب تشکیل قراردادها و تعهدات، ش 54 ص 86 و ش 82 ص 119 از عقد حبس نیز نام می برد لیکن ماهیت آن را مشخص نمی کند و توضیحی در مورد آن نمی دهد... و نیز رجوع کنید: خسرو عباسی داکانی- مقاله « بررسی ماده 29 قانون مدنی، تحلیل حقوقی حق انتفاع». مجله کانون - سال چهل و هشتم شماره 61، اردیبهشت و خرداد 1385 ص 93... اما در بعضی کتب حقوقی از عمری و رقبی به عنوان یک عقد خاص نام نمی برند بلکه آن را نوعی حق انتفاع می دانند که به نظر ما با عقد حبس ایجاد می شود. رک: دکتر ناصر کاتوزیان- اموال و مالکیت- ش 208 به بعد. دکتر سید حسین صفائی- دوره مقدماتی حقوق مدنی جلد اول- اشخاص و اموال- ص 246 و 247

15. المسائل الاسلامیه. سید محمد حسینی شیرازی. ص 448- الروضه البهیه فی شرح المعه الدمشقیه. شهید ثانی. ترجمه دکتر اسدالله لطفی. ص 45- در تحریر الوسیله جلد دوم ص 55  در تعریف وقف آمده است :« و هو تحبیس العین و تسبیل المنفعه » این تعریفی است که عینا در ماده 55 قانون مدنی آمده است. امام خمینی در ادامه استفاده از صیغه « حبست: حبس کردم » را برای اعتبار وقف کافی می داند. سید ابوالقاسم خوئی نیز در منهاج الصالحین جلد دوم در معاملات ص 231 در تعریف وقف می نویسد:« و هو تحبیس الأصل و تسبیل الثمره» در کتاب ابوالحسن موسوی اصفهانی- وسیله النجاه- جلد 2، ص در 242 آمده است :« الوقف هو تحبیس العین و تسبیل منفعت‌ها و فیه فضل کثیر و ثواب جزیل»... و نیز رجوع کنید: حاج میرزا احمد دشتی نجفی- شرح روضه البهیه- جلد سوم- ص 106

16. دکتر ناصر کاتوزیان- مقاله «تحول نهاد وقف و دورنمای آینده آن» و نیز عقود معین جلد سوم- ش 70 ص 121- و برای دیدن تعریف مشابه رک محمد بروجردی عبده- حقوق مدنی – ص 39 و دکتر علی اکبر شهابی- مقاله « وقف یا صدقات جاریه »

17. آیت الله فاضل لنکرانی در تألیف خود « تفصیل الشریعه فی الشرح تحریر الوسیله» در کتاب وقف ص 29 در تفاوت حبس و وقف می گوید:« الظاهر أنّ الوقف المؤبّد یوجب زوال ملك الواقف ، وأمّا الوقف المنقطع الآخر فكونه كذلك محلّ تأمّل ، بخلاف الحبس ، فإنّه باق معه على ملك الحابس ویورّث ، ویجوز له التصرّفات غیر المنافیه لاستیفاء المُحبَس علیه المنفعه إلاّ التصرّفات الناقله ، فإنّها لا تجوز ، بل الظاهر عدم جواز رهنه أیضاً ، لكن بقاء الملك على ملك الحابس فی بعض الصور محلّ منع » ... در مورد نظر ایشان در باب عقد حبس رجوع کنید به ص 113 همین کتاب.

18. دکتر ناصر کاتوزیان- دوره عقود معین- جلد سوم عطایا- ش 77 ص 141 و 142 – قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی- ص 58– دکتر مهدی شهیدی در کتاب حقوق مدنی جلد اول- تشکیل قراردادها و تعهدات- ش 82 ص 119 معتقد به جدائی دو عنوان عقد حبس و وقف است و آنان را در کنار هم قرار می دهد.

19. دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی در حقوق اموال- ش 240 می گوید: حبس مطلق عقد لازم قابل رجوع است مانند قرض که به فوت و جنون هر یک از طرفین منحل نمی شود.. برای دیدن نظری که حبس مطلق را جائز می داند رجوع کنید: دکتر محمد حسین شهبازی- مبانی لزوم و جواز اعمال حقوقی- ص 138 به بعد : ایشان عقد موجد حق انتفاع ( عقد حبس از نظر ما ) را بطور کلی نسبت به مالک لازم و نسبت به منتفع جائز و حبس مطلق را نسبت به هر دو طرف جائز می داند و انعقاد عقد حبس بصورت معوض یا با شرط عوض را لازم می داند هر چند حبس، مطلق باشد. – دکتر جعفری لنگرودی نیز در کتاب مجموعه محشی قانون مدنی ص 52 عقود احباس را نسبت به منتفع جائز می داند... در مورد عدم انحلال حبس مطلق به فوت یا جنون احد طرفین طبق ماده 954 ق.م، این است که این عقد از عقود اذنی نیست که ایجاد اباحه انتفاع کند به نظر می رسد ماده 954 ق.م فقط شامل عقود اذنی می شود نه هر عقد جائز. برای دیدن تفصیل این بحث رجوع کنید: دکتر محمد حسین شهبازی- همان کتاب- ص 76 به بعد- و برای دیدن نظری که حبس مطلق را با فوت یا حجر مالک و منتفع منحل شده می دانند: رک مرحوم دکتر سید حسن امامی- حقوق مدنی جلد اول- ص 65 (چاپ بیست پنجم)– و دکتر ناصر کاتوزیان، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی- ص 53 ... این در حالی است که استاد کاتوزیان مبنای انفساخ عقود جایز بر اثر فوت یا جنون را اذنی بودن اغلب آنها می داند و اعتقاد دارد اباحه و اذن است که بقای آن منوط به وجود اراده سالم و زنده می باشد نه حق و تکلیف: قواعد عمومی قراردادها- جلد پنجم – ش 1077 ص 422 ... این در حالی است که ایشان تمایل دارند حبس مطلق را موجد اذن در انتفاع بدانند و آن را شبیه عاریه می پندارد و بر مبنای همین نظر است که فوت و جنون مالک یا منتفع را در حبس مطلق موجب انفساخ آن می داند. برای دیدن این احتمال رک: دوره عقود معین- جلد سوم عطایا- ش 76 ص 140

20_موعودپورمیر کارشناس ارشد حقوق 


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت 16:56  توسط موعود پورمیر  |